سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

435

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

معرفه بوده و از حيث تعريف در يك رتبه باشند لازم است اوّلى را مبتداء فرض نموده و دوّمى را خبر مانند فرموده حضرت امير المؤمنين عليه السّلام : يا كميل اخوك دينك فاحتط لدينك بما شئت . ( اى كميل برادر تو دين تو مىباشد پس تا آن جائى كه مىتوانى براى دينت احتياط بنما ) . شاهد در « اخوك دينك » بوده كه « اخوك » مبتداء بوده و « دينك » خبر آن مىباشد . سپس شارح گويد : از كلام مصنّف در اينجا اينطور استفاده مىشود كه اصل در مبتداء تقديمش برخبر مىباشد . مؤلّف گويد : وجه استفاده مزبور اينستكه وقتى مصنّف حكم نمود باينكه اصل در خبر تأخير آن از مبتداء است مقتضاى مقابله آنست كه در قبال آن اصل در مبتداء تقديمش برخبر است . قوله : ان تؤخّرا : الف در « تؤخّرا » اطلاقى است . قوله : لانّها وصف : ضمير در « لانّها » به اخبار راجع است . قوله : فحقّها التأخير : ضمير در « حقّها » به اخبار برمىگردد . قوله : كالوصف : يعنى همانطوريكه در وصف حقّ اينستكه از موصوف مؤخّر واقع شود . قوله : و جوّزوا التّقديم لها : ضمير در « لها » به اخبار راجع است . قوله : حاصل بذلك : مشار اليه « ذلك » تقديم خبر برمبتداء مىباشد . قوله : و فهم من كلامه : يعنى من كلام المصنّف . متن : « 129 » فامنعه حين يستوى الجزأن * عرفا و نكرا عادمى بيان